
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که مثلاً میوه ای در یخچال گذاشته و بعد می بینید که قسمتی از آن کپک زده است و اینکه شما آن قسمت را جدا کرده و از قسمت سالم آن استفاده می کنید. اما آیا این کار درست است؟ بهتر است بدانید که کپک ها به و دسته مفید و مضر تقسیم می شوند که مردم عادی نمی توانند آن را از هم تشخیص بدهند.
خوردن قسمت سالم غذای کپک زده
برخی از مردم با تصور اینکه تنها قسمتی از غذای کپک زده را نباید بخورند اقدام به جداسازی همان قسمت کپک زده میکنند و مابقی غذا را میخورند . اما از مضرات آن بی خبر هستند. یکی از مهم ترین سوالاتی که مطرح میشود این است که آیا می توانیم با جدا کردن قسمت های کپک زده، باقیمانده مواد غذایی را مصرف کنیم؟ پاسخ یک متخصص تغذیه به این سوال این است که بهتر است این کار را نکنید. به طور کلی، کپک ها به 2 دسته مفید و مضر تقسیم می شوند اما مردم عادی نمی توانند مفید یا مضر بودن کپک ها را تشخیص دهند. به همین دلیل به همه افراد توصیه می کنیم اگر هر کدام از مواد غذایی شان کپک زد، آن را مصرف نکنند و باقیمانده اش را دور بریزند.
کپک ها، یکی از مقاوم ترین میکروارگانیسم ها نسبت به سایر موجودات ذرهبینی هستند که می توانند شرایط محیطی را به خوبی تحمل کنند.
کپک سبز که بر سطح نان یا دیگر خوراکی ها ظاهر می شود و همچنین لکه های سیاه روی میوه ها، هاگ هایی هستند که با چشم غیرمسلح هم دیده می شوند اما واقعیت این است که برخی از بخش های کپک و ریشه های آن به سختی قابل مشاهده هستند زیرا به عمق ماده خوراکی نفوذ می کنند.
از آنجا که هاگ های رنگی بر سطح ماده خوراکی تنها بخشی از کپک هستند، جدا کردن این قسمتِ کپک از غذا مانع از ورود ذرات کوچک قارچ به بدن نخواهد شد.

از آنجایی که دیابت یک بیماری شایعی می باشد و به نظر می رسد که میزان آن در سالهای اخیر افزایش یافته است. تحقیقات زیادی در جهت پیشگیری، معالجه و درمان عوارض آن در حال انجام می باشد. کسانی که مبتلا به دیابت هستند خیلی باید در کنترل آن دقت لازم را داشته باشند. زیرا بالا رفتن قند خون باعث خطرات وخیمی خواهد شد. شاید تا به حال شنیده باشید که یک شخص دیابتی شب خوابیده و صبح بیدار نشده است. علت آن چیست؟ در ادامه می خوانیم.
کمای دیابتی چیست؟
کتواسیدوز یا کمای دیابتی جزو عوارض کشنده دیابت است. این بیماری در سالهای اخیر رو به افزایش گذاشته، ولی خوشبختانه با پیشرفت روشهای تشخیصی، افزایش آگاهی بیماران و پزشکان و بهبود روشهای درمانی مرگ و میر ناشی از آن کاهش یافته است. کتواسیدوز دیابتی زمانی پدیدار میشود که قند خون در نتیجه کمبود انسولین افزایش یافته، ولی اجازه ورود به سلولها را ندارد. لذا سلولها برای تأمین سوخت مورد نیاز خود به تجزیه چربیها و پروتئینهای بدن رو میآورند. از تجزیه این مواد، سوختهای کمانرژی و بسیار مضر به وجود میآید که کتون نام دارد. گاهی کمبود انسولین به تجمع قند در خون و افزایش سطح قند خون و اختلالاتی منجر میشود که زمینهساز کمای دیابتی است.
کتواسیدوز دیابتی ممکن است اولین تظاهر دیابت نوع یک باشد. معمولا بیماران ابراز میکنند از چند هفته قبل از پیدایش آن پرنوشی، پرادراری، بیاشتهایی و کاهش وزن داشتهاند. در ادامه تهوع، استفراغ و گاهی درد شکم به این علائم اضافه شده تا به مراجعه پزشکی رسیدهاند. در صورت مراجعه نکردن بیمار در این مرحله و پیشرفت بیماریش ممکن است کاهش سطح هوشیاری، کما و سپس مرگ رخ دهد. برخی حوادث نیز ممکن است به پیدایش کتواسیدوز دیابتی یا کمای دیابتی منجر شود که مهمترین آنها عبارتند از استرس، عفونت، تصادفات، جراحی و برخی داروها.
تشخیص بموقع و شروع سریع درمان بسیار حیاتی است. این افراد معمولا مقادیر زیادی از آب بدن خود را در جریان بیماری از دست میدهند. بنابراین در ساعات اولیه شروع درمان باید تلاش شود مایعات از دست رفته جبران شود. اقدام اساسی بعدی تزریق انسولین به بیمار است. انسولین مجوز ورود گلوکز به سلولها را صادر میکند و از پیدایش کتون جلوگیری میکند و به این ترتیب قادر است بعد از چند ساعت PH خون را از حالت اسیدی به حالت طبیعی برگرداند.
به گزارش ایسنا و به نقل از انگجت، 36 میلیون نفر در سراسر جهان چه در اثر بیماری و چه آسیب و جراحت از نابینایی رنج میبرند و تا همین یک دهه پیش، افراد نابینا امید خیلی کمی برای بازگشت بینایی خود داشتند.
پزشکان دانشگاه منچستر در سال 2009 اولین چشم بیونیک موسوم به "آرگوس II" را در حدقه یک بیمار کاشتند. اکنون پس از 10 سال، سازندگان آن چشم مصنوعی در حال آزمایش یک سیستم بینایی مصنوعی با توانایی بیشتر هستند، چیزی که مستقیما به مغز بیمار متصل میشود و بینایی را برای او فراهم میکند.
محققان این سیستم جدید را "سیستم پروتز بینایی کورتیکال اوریون"(Orion Visual Cortical Prostesis System) نامیدهاند. این سیستم همانند "آرگوس II" از یک دوربین کوچک نصب شده بر روی یک عینک برای ضبط تصاویر، یک واحد پردازش ویدیو برای تبدیل آنچه دوربین میبیند به محرکهای الکتریکی و تفسیر آن و یک ایمپلنت که تحریک کننده مغز کاربر برای ایجاد یک تصویر قابل درک است، تشکیل شده است.
درنهایت بر خلاف "آرگوس II" که به اعصاب نوری بیمار میچسبید، "اوریون" مستقیما روی مغز کاشته میشود.
این کاشت از طریق ایجاد حفره کوچکی در جمجمه در قسمت پشت سر بیمار انجام میشود.
"ویل مکگوایر" سرپرست این تحقیقات گفت: ما مجموعهای از الکترودها را بین دو نیمه مغز بیمار روبروی قشر بینایی قرار میدهیم. سپس آنها یک بسته الکترونیکی را در جمجمه، دقیقاً کنار حفره ایمپلنت فراهم میکنند. این بسته الکترونیکی حاوی یک سیم پیچ انتقال کوچک است که نیرو و دادهها را به صورت بیسیم از قسمتهای خارجی سیستم دریافت میکند.
مراحل نصب نیاز به یک شب اقامت در بیمارستان و به دنبال آن یک دوره نقاهت سه تا چهار هفتهای قبل از روشن کردن سیستم دارد.
"مکگوایر" گفت: در این مرحله کاربر به عینک و اجزای مختلف که به هم متصل شدهاند، مجهز شده است و پس از آن انتظار میرود کاربران شروع به دیدن نقاطی از نور و فسفن(phosphene) کنند. اما پس از آن کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام شود.
این فسفنها نتیجه کاشت 60 الکترود هستند که قشر بصری را تحریک میکنند و برای تأمین قابل تشخیصترین نقطه نور ممکن، هر کدام باید به طور جداگانه تنظیم شوند. برای انجام این فرآیند نیاز به هفتهها تا ماهها تنظیم است.
فُسفِن پدیدهای است که در آن احساس دیدن یک نور یا نمایان شدن لکههایی در میدان بینایی حتی در زمان بسته بودن چشم در انسان به وجود میآید. پدید آمدن فسفن را از علائم پیش از جدا شدن شبکیه میدانند. علت به وجود آمدن فسفنها میتواند تحریکات مکانیکی، الکتریکی یا مغناطیسی رتین یا قشر بینایی مغز یا از بین رفتن سلولهای شبکه بینایی باشد.
مرحله بعدی ایجاد نقشه مکانی و اطمینان از این است که هر الکترود از انرژی صحیح در مغز بیمار استفاده میکند.
هنگامی که نقشه برداری کامل و تأیید شود ، این دادهها در یک الگوریتم تغذیه میشوند که میتوان از آنها برای تبدیل تصاویر به پارامترهای تحریک مغز برای تقلید آنچه دوربین مشاهده میکند، استفاده کرد. پس از آن چند ماه صرف عادت کردن به سیستم و یادگیری چگونگی استفاده از آن میشود.
"اوریون" در حال انجام امکان سنجی اولیه در مرکز پزشکی UCLA و کالج پزشکی Baylor در هیوستون برای اطمینان از ایمنی این فناوری برای آزمایشات بزرگتر است.
شش بیمار شامل پنج مرد و یک زن در ژانویه سال 2018 جراحی شدهاند که همه آنها کاملا نابینا هستند. اکنون 13 ماه پس از نصب ایمپلنتها، تنها یک بیمار عوارض جانبی جدی (تشنج) را گزارش داد.
مکگوایر گفت: به طور کلی با توجه به تعداد افراد مورد آزمایش، احساس میکنیم این روش خوب و ایمن است و من فکر میکنم جامعه پزشکان با آن موافق باشند.
با این حال به رغم اینکه این دستگاه تا اینجا با موفقیت آزمایش شده است، گرفتن تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا(FDA) دشوار است.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این فناوری را توسعه دهد و تعداد الکترودها را برای بهبود تصاویر به 150 تا 200 عدد گسترش دهد.
مکگوایر گفت: ما فکر میکنیم میتوانیم پیشرفتهای چشمگیری را در قسمت نرم افزاری ایجاد کنیم و سپس فناوریهای دیگری وجود دارد که باید توسعه یابد. ما شریکانی داریم که هم اکنون روی بعضی از این موارد کار میکنند.
به عنوان مثال، یک تیم در حال کار بر روی فیلتر فاصله است چرا که بیمار با ورودی تصویر از یک دوربین واحد، درک عمقی ندارد.
تیم میگوید: اگر دو دوربین داشتیم شاید میتوانستیم این گزینه را تامین کنیم. در حال حاضر فقط امکان تشخیص دور و نزدیکی را دارند و درکی از میزان دقیقتر فاصله ندارند.
این تیم همچنین در حال بررسی ویژگیهای تشخیص چهره و شیء است. از آنجا که تصویری که کاربر میبیند خیلی واضح نیست، با استفاده از این فناوریها سیستم به کاربر کمک میکند تا فراتر از تحریک مغز، در تشخیص چهرهها و اشیا به وی کمک کند.
تیم سازنده همچنین به دنبال ادغام دوربین حرارتی است که کاربر را قادر میسازد طول موج مادون قرمز را درون سیستم خود ببیند.
مکگوایر گفت: برای کاربران خوب خواهد بود که به تصویربرداری حرارتی دسترسی داشته باشند. آنها میتوانند قسمت داغ اجاق گاز یا فنجان قهوه را بدین وسیله شناسایی کنند تا آسیب نبینند.
ما هنوز سالها با عملیاتی شدن این فناوری به طور کامل فاصله داریم، اما حداقل میتوان امیدوار بود که طی سالیان آتی افراد نابینا بار دیگر قادر به دیدن شوند.
به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، "سیتوکینها" (Cytokines) پروتئینهای کوچکی هستند که نقش مهمی در ایمنی درمانی یا ایمونوتراپی ایفا میکنند، اما تا کنون برای استفاده مورد تأیید قرار نگرفته اند، زیرا پژوهشگران بر این باورند آنها سلولهای سالم را سمی میکنند. طی این مطالعه محققان ام. آی. تی موفق به حفظ سیتوکین موجود در سلولهای سرطانی شدند تا آنها را به پروتئینهایی که مانند چسب میچسبند متصل کنند.
سیتوکینها دستهای از مولکولهای پروتئینی محلول در آب هستند که از یاختههای گوناگون و بیشتر در پاسخ به یک تحریک٬ ترشح میشوند و وظیفهٔ انتقال پیام بین یاختهها را برعهده دارند.
سیتوکین ها به طور طبیعی در بدن هستند، زیرا سلولهای ایمنی از آنها برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده میکنند. در حالی که آنها به عنوان قاتل قوی سرطان شناخته شده اند اما مشکل این است که آنها بین سلولهای سرطانی و سلولهای سالم فرقی قائل نمیشوند. بنابراین محققان ام. آی. تی یک روش که مولکولها را در توموری که به آن تعلق دارند، نگه میدارد، توسعه دادند. ایده آنها این بود که یک قفل چسب مانند ایجاد کنند که سیتوکین ها را به بافت سرطانی متصل میکند و با انجام این کار دیگر آسیبی به سلولهای سالم نمیرسد.
پس از انجام آزمایشات، پژوهشگران دو پروتئین که به عنوان دو بخش مکانیسم قفل عمل میکردند، یافتند. پروتئینی به نام "لومیکن" (lumican) انتخاب شده بود تا با سیتوکین ها همراه شود، زیرا این پروتئین به طرز قابل توجهی به کلاژنها متصل میشوند. کلاژن پروتئینی است که نسبت به سلولهای سالم در تومورها فراوان است. لومیکَن (Lumican) یا "لومیکان" یا به اختصار "LUM" نام یک پروتئین ماتریکس برونیاختهای است که در انسان توسط ژن "LUM" بر روی کروموزوم ۱۲ کُد میشود. کلاژن پروتئینی است که در محیط خارج از سلولهای مختلف گونههای مختلف موجودات، وجود دارد. پروتئین کلاژن به صورت رشتههای کلاژن مشاهده میشود.
در حالی که کلاژن در قسمتهای دیگر بدن نیز وجود دارد، اما به گفته پژوهشگران این مسئله مشکلی در درمان به وجود نمیآورد زیرا بیشتر آنها در داخل تومور هستند و هنگامی که مولکولها به طور مستقیم در ناحیه سرطانی تزریق میشوند این مولکولها به نواحی دیگر بدن نمیروند.
محققان این درمان را با استفاده از دو سیتوکین، "اینترلوکین -۲ " (interleukin-2) و "اینترلوکین -۱۲ " (interleukin-12) (IL-2 و IL-12) بر روی موش آزمایش کردند. این مولکولها با لومیکَن یا به تنهایی به یکدیگر متصل شدند و سپس به موشهای مبتلا به بیماری ملانوما که سطح کلاژن نسبتاً پایینی داشتند تزریق شدند.
هنگامی که سیتوکین ها و لومیکن همراه با سایر روشهای درمانی استفاده شدند، میزان بقای موشها افزایش یافت و بیش از ۹۰ درصد از موشهای آزمایشی زنده ماندند. پژوهشگران دریافتند حتی زمانی که درمانهای سیتوکین / لومیکن بدون هیچ گونه درمان دیگر مورد استفاده قرار گرفت، مشکل سمیتی وجود نداشت.
به گزارش ایسنا و به نقل از مدگجت، الگوریتمی که پژوهشگران توسعه داده اند از روشهای غیر محاسباتی فعلی برای تخمین مرگ و میر بیماران بخش آ. سی.یو استفاده میکند.
در بخش آ. سی.یو، پزشکان و پرستاران از معیارهای مختلفی برای تخمین شانس بقای فرد استفاده میکنند تا توسط آن بتوانند مدت زمان بستری شدن فرد و مراقبت از او را تعیین کنند، با این حال، این معیارها در عمل میتواند نادرست باشد.
طی این مطالعه پژوهشگران "دانشگاه کپنهاگ " (University of Copenhagen) دانمارک دادههای بیش از ۲۳۰ هزار بیمار بخش آی. سی.یو طی ۲۳ سال گذشته را جمعاوری کردند. این الگوریتم از شبکههای عصبی استفاده میکند تا عوامل مختلفی را در تاریخ پزشکی بیمار مورد بررسی قرار دهد. الگوریتم مذکور میتواند ۳ مورد را پیش بینی کند. (۱) خطر مرگ بیمار در بیمارستان در طول دوره درمان، (۲) خطر مرگ بیمار طی ۳۰ روز پس از پذیرش و (۳) خطر مرگ بیمار در عرض ۹۰ روز پس از پذیرش.
الگوریتم مذکور با بررسی پرونده پزشکی، آخرین مراجعه بیمار به بیمارستان، ضربان قلب و آزمایش خون میتواند زمان بقای بیماران سنین متفاوت را تشخیص دهد
آیا ایدز با نیش حشرات هم منتقل می شود؟
ایدز از طریق نیش حشرات منتقل نمی شود، حتی در مناطقی که شیوع ایدز بالاست و پشه هم زیاد است مثل مناطق آفریقایی، نیز ثابت نشده است که گزش حشره راهی برای انتقال ویروس ایدز باشد.
چرا حشرات انتقال دهنده بیماری ایدز نیستند؟
چندین دلیل وجود دارد که حشراتی مانند پشه انتقالدهنده بیماری ایدز نیستند.
1- اکثر افراد فکر می کنند که نیش پشه ها، همانند سرنگ های زیرپوستی بسیار نازک عمل می کنند و اگر یک سرنگ زیرجلدی می تواند به راحتی بیماری را انتقال دهد، پس پشه ها هم می توانند بیماری ایدز را منتقل کنند. در حالی که اینطور نیست.
اشخاص آلوده به ویروس HIV، تعداد زیادی ویروس داخل خونشان وجود ندارد و تازه اگر هم وجود داشته باشد، پشه ها نمی توانند ویروس ایدز را از طریقی که توسط سرنگ منتقل می شوند، انتقال دهند. وقتی پشه فردی را نیش می زند، خون فرد گزیده شده قبلی که در سیستم گوارش پشه وجود دارد را وارد بدن فرد دوم نمیکند، بلکه بزاق خود را از طریق نیش وارد پوست فرد دوم میکند.
بر خلاف سرنگ، در پشه ها بزاق از یک کانال خارج و خون از کانال دیگری داخل می شود. بزاق پشه دارای موادی است که مانع بند آمدن خون می شود و نیز مکیدن خون را برای پشه آسانتر میکند. بنابراین انتقال خون به فرد دوم صورت نمیگیرد و فقط ممکن است بزاق حشره وارد بدن فرد دوم شود که بزاق عامل انتقال ایدز نیست. به عبارت ساده تر، پشه ای که خون شخص سالم را می مکد، بزاق را از کانال دیگری به غیر از آنچه خون آلوده قبلی را با آن مکیده است به بدن شخص سالم تزریق می کند.
2- اجزای دهان و بزاق حشره فقط ممکن است مقادیر بسیار اندکی خون را در خود نگه دارند، ضمن اینکه خون افراد مبتلا به ایدز همیشه سطح بالایی از ویروس را ندارد. پس در کل ریسک بسیار کمی دارد که بزاق پشه خونی باشد.
عامل بیماری که قرار است توسط قطعات دهانی پشه منتقل شود، باید در مقادیر بسیار بالا در خون موجود باشند. میزان ویروس HIV در خون بسیار پایین است، حداقل بسیار پایین تر از تعداد هر نوع انگل دیگری که توسط پشه منتقل می شود. در خون افراد آلوده به ندرت بیش از 10 واحدHIV یافت می شود و در 70 تا 80 درصد از افراد آلوده، اصلا ویروس قابل اندازه گیری در خون وجود ندارد.
محاسبات نشان داده است که اگر پشه ای از خون فرد آلوده ای که 1000 واحدHIV دارد بمکد و سپس شخص سالم را بگزد، یک به ده میلیون امکان انتقال تک واحد HIV از طریق قطعات دهانی به دریافت کننده سالم وجود دارد. به عبارت دیگر یک شخص سالم باید توسط 10 میلیون پشه گزیده شود تا از طریق ویروس های چسبیده به قطعات دهانی وی آلوده شود!
بر اساس محاسبات مشابه، له شدن یک پشه مملو از ویروس HIV بر روی پوست هم نمی تواند بیماری ایدز را منتقل کند. در نهایت می توان این طور نتیجه گرفت که انتقال ویروس ایدز از طریق قطعات دهانی پشه امکانپذیر نیست.
نحوه شستن جای بخیه در 6 مرحله آسان
خواص گیاه انخ (کاکوتی)
علائم اچ ای وی و تغییرات ان
روشهایی برای بلند قد شدن
ورزش هایی برای مبارزه با ام اس
توصیه های زنانه به شناگران
درمان کمر درد با ورزش های خاص